X
تبلیغات
رایتل

تک و تنها زیر بارون...

دوشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 10:13 ب.ظ

نمیدونم چی شد...

سلام...

نمیدونم چی شد بعد از مدتها اومدم اینجا...

به اندازه ی همه دنیا دلم گرفته...

نا شکری نمیکنم...

خیلی خسته ام داغونم داغون...

دیگه بارون نمیباره دیگه هیچ کس وجود نداره هیچ کس...

هیچ کس زیر بارون قدم نمیزنه...

آخ که چقدر میخوام بنویسم...


شاید تا 2 ماه آینده که هستم بازم بنویسم...

شایدم نه...


بودم یا نبودم...

نوشتم یا ننوشتم...

هیچ کس رو از یاد نبردم...

شما که هنوزم که هنوزه میای اینجا...

دوست دارم مثل همیشه تا همیشه....