X
تبلیغات
رایتل

تک و تنها زیر بارون...

چهارشنبه 2 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:38 ق.ظ

سلام...

دلم بوی بارون میخواد...

دلم صدای بارون میخواد...

دلم قدم زدن تک و تنهایی زیر بارون میخواد...

دلم اشک ریختن زیر بارون میخواد...

دلم داد زدن میخواد...

دلم پرواز میخواد...

دلم مستی میخواد...

دلم سیگار میخواد...

دلم شمال میخواد...

دلم هوای سرد میخواد...

دلم ...

دلم...

دلم...

دلم گرفته...

دلم خسته شده...

دلم تنگ شده را یه عده...

وقتی یه چیزی میخوام نمیشه...

این یعنی هنوز خدا خیلی دوسم داره....

آخدا...

هوامو داشته باش...

تو تنهام نذار...

 بگذریم...

آقا مگه بده آدم با گربش حرف بزنه و درد دل کنه؟

چرا مامان با اون لحن اومد ازم پرسید تو با گربه داری حرف میزنی؟

مگه من کس دیگه ای هم دارم!؟

انگشت پام شکسته...

درد داره...

امروز احتمالا یکی از دستم رنجیده شد تو دانشگاه...

من منظوری نداشتم...

خدا رو شکر همه منو میشناسن...

بازم بگذریم...

من

 دلم بارونو میخواد...

بارون

 دلش منو نمیخواد...